واژه

آن گاه که برگ هایم را بادها می برند
و دست هایم خشک و ترک خورده می شوند
و زبانم هیچ ندارد که بگوید
…
تو واژه را می پذیری

مشقم کن
وقتی که عشق را زیبا می نویسی
فرقی نمی کند که قلم
از ساقه های نیلوفر باشد
یا پر کبوتر !

3 نظرات:

Unknown گفت...

من همیشه با نظر دادن درباره شعر مشکل داشتم چون میترسم چیزی که زیباست رو با نظرم خرابش کنم.

فاطمه گفت...

خیلی قشنگه...!
:*:*:*:*

Elham گفت...

***

ای بنفشه ، ای شاعر ، ای احساس !

بنفشه آخرشی ، محشر بود !


دیگه حرفم نمیاد !!!!


***
Elham
***

ارسال یک نظر

دستی افشان ،
تا ز سر انگشتانت صد قطره چکد.
هر قطره شود خورشیدی...
باشد که به صد سوزن نور،
شب ما را بکند روزن روزن!


ساده ترین راه انتخاب نام و آدرس اینترنتی است.
گذاشتن آدرس اینترنتی الزامی نیست .